سوءظن

شک یا گمان بد

انواع سوءظن

معنی سوءظن چیست

سوءظن یا شک به معنای «گمان بد» در مقابل «حسن ظن» به معنای «گمان نیک» می‌باشد. اگر به فردی که او را کاملا نمی‌شناسیم و یا به کاری که از درستی آن اطمینان نداریم، گمان بد داشته باشیم، می‌گویند به او به آن سوء ظن داریم. در اسلام تاکید بر حسن ظن شده است و سوء ظن گناه به شمار می‌رود: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اجْتَنِبوا کَثیرا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ.» (حجرات: 12) ای مؤمنان، از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید که پاره ای از آنها گناه است.

سوءظن

يكی از صفات رذيله و ناپسندی كه در انسان ها وجود دارد سوء ظن است. سوءظن يعنی اين كه انسان نسبت به ديگران گونه ای بدگمانی و بدبينی داشته باشد و به تعبيری به همه چيز با عينك بدبينی بنگرد بطوری كه گفتار و كردار ديگران را در اكثر موارد حمل بر جهت منفی كند مثلا اگر كسی به او ابراز محبت كند او با خود می گويد حتما اين شخص در صدد سودجويی و سوءاستفاده از من است و يا اگر كسی در نماز حال خشوع و خضوع داشته باشد به جای اين كه آن را دليل مقام معنوی او قلمداد كند آن حال معنوی او را بر رياكاری او حمل می كند و بدگمانی ها و بدبيني هايی از اين قبيل.

حسن ظن چیست

در لغت به معنای «گمان نیک» در مقابل سوء ظن به معنای «گمان بد» می‌باشد. در اصطلاح یعنی تا زمانی که بد یا اشتباه بودن فرد یا کاری مشخص نشده باشد، فرض را بر درستی آن گذاشتن. اگر به فردی که او را کاملا نمی‌شناسیم و یا به کاری که از درستی آن اطمینان نداریم، گمان نیک داشته باشیم، می‌گویند به او به آن حسن ظن داریم. در اسلام تاکید بر حسن ظن شده است و سوء ظن گناه به شمار می‌رود.

سوءظن در قرآن مجید

خداوند متعال در قرآن مجيد می فرمايد: «يا ايّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجتَنِبُوا كَثيرا مِن الظَّنِّ إنَّ بَعضَ الظَّنِّ إثْمٌ و َلاتَجَسَّسُوا وَ لايَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ و َاتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ تَوّابٌ رَحِيم»؛ ای كسانی كه ايمان داريد، از بسياری گمانها بپرهيزيد كه بعضی گمانها گناه است و نيز هرگز (از حال درونی هم) تجسس نكنيد و غيبت يكديگر نكنيد آيا كسی از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد البته از خوردن آن نفرت و كراهت داريد ( پس بدانيد كه صورت واقعيه غيبت مؤمن چنين است) و از خدا پروا داشته باشيد كه خدا توبه پذير و مهربان است. (سوره حجرات، 12)

نكته: قرآن كريم با اين كه تنها بعضی از ظنون را گناه می داند ولی می فرمايد: اجتَنِبُوا كَثيرا مِنَ الظَّنِّ از بسياری از ظنون اجتناب كنيد مبادا گرفتار سوءظنّ حرام شويد.

و نيز فرموده است: «وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ»؛ اين گمان شما كه به خدای خود برديد شما را هلاك كرد. (سوره فصلت، 23)

و همچنين در جای ديگر فرموده است: «وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوء وَ كُنْتُمْ قَوْما بُورا»؛ و گمان بد برديد و گروهی هلاك زده شديد. (سوره فتح، 12)

فرق سوءظن با خطورات ذهنی

آنچه در آيات و أخبار از آن نهی شده ظن سوء است كه همان گمان نزديك به يقين است به گونه ای كه موجب تمايل نفس به قبول آن شود به اين معنی كه گمان بد را به دل راه دهد و به آن معتقد شود، لكن مجرّد گذشتن چيزی به خطور در ذهن، ظن مذموم و ناپسند نيست و وجه تمايز سوءظن از صرف خطور امری به ذهن، اين است كه به واسطه سوءظن تغييری در دل، احساس می شود. مثلا الفت و محبّت به نفرت و دشمنی تبديل می شود و يا رفتار و معاشرت نسبت به گذشته تفاوت می كند و دليل اين بيان گفتار پيامبر اكرم صلّی اللّه عليه و آله و سلّم است كه فرمود: ثَلاثٌ فِي الْمُؤْمِنِ لاتَسْتَحْسِنُ و َلَهُ مِنْهُنَّ مَخْرَجٌ، فَمَخْرَجَُهُ مِن سُؤءِ الظّنّ ألا يُحَقّقَهُ؛ سه چيز است كه برای مؤمن پسنديده نيست و راه فرار از آن ها برای او مهيا است ـ راه گريز از سوءظن اين است كه آن را به عمل درنياورد، يعنی در دل به گمان خود معتقد نشود و به معرض عمل درنياورد، نه در قلب و نه در جوارح. (بحارالانوار، ج72، ص201، باب 62)

منشأ سوءظن کجاست ؟

سوءظنّ و بد دلی از نتايج ضعف و پستی نفس و حاكی از خبث باطن انسان است، حضرت علی عليه السلام می فرمايند: سُوءُ الظَّنِّ بِمَنْ لايَخُونُ مِنَ اللُّؤمِ؛ از پستی انسان است كه به كسانی كه خيانت پيشه نيستند، بدگمان باشد. (غررالحكم، 263)

زيرا انسان ضعيف النفس هر فكر فاسدی را كه به خاطرش می گذرد و به ذهنش خطور می كند می پذيرد و به آن ترتيب اثر نيز می دهد مثلا شيطان او را وا می دارد كه از او غيبت كند يا در بزرگداشت و احترام او بی اعتنائی و سستی نمايد و در ادای حقوق او كوتاهی كند، يا به ديده حقارت به او بنگرد و خود را از او بهتر بداند و اگر كسی از طينت پاكی برخوردار باشد، با ظن و گمان، آبروی كسی را نمی برد و به صورت حدس و گمان و يا تنها به بهانه اين كه من شنيدم فلانی مرتكب فلان خلاف شده است، حيثيت و شخصيت او را لكه دار نمی كند.

و اميرمؤمنان عليه السّلام فرمود: ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَی أَحْسَنِهِ حَتَّی يَأْتِيَكَ مَا يَغْلِبُكَ مِنْهُ وَلَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً و َأَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مَحْمِلًا؛ كار برادر دينی خود را به بهترين وجه و محمل توجيه و حمل كن تا بقدری كه ظنّ غالب از بدی او برای تو پيدا شود، و از سخنی كه از دهان برادرت بيرون آيد تا وقتی كه می توانی محمل خوبی برای آن بيابی، گمان بد، مبر. (الكافی، ج2، ص362)

حكم شرعی سوءظن

از آيات و روايات بخوبی استفاده می شود كه سوءظنّ (در صورتی كه به مرحله عقد قلب و ترتيب اثر عملی برسد) حرام است و برای اين كه گمان های بد به مرحله باور و عقد القلب نرسد دستور اين است كه به تصورات و خاطرات بدی كه احيانا در ذهنتان خطور می كند اعتنا نكنيد.

سرّ اين كه در شرع از بد گمانی نهی شده اين است كه اسرار قلوب را جز علام الغيوب نمی داند و تنها اوست كه از باطن همه موجودات و نيت انسان ها آگاه است: يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأ عْيُنِ وَما تُخْفِی الصُّدورُ ـ او: خداوند از خيانت چشم ها و از آنچه در سينه ها پنهان است خبر دارد ـ و هيچ كس حقّ ندارد نسبت به ديگری اعتقاد و پيش داوری منفی داشته باشد مگر اين كه بدی او از راه های غير قابل انكار كه اصلا قابل توجيه نباشد ثابت شود امّا نسبت به چيزهايی كه برای او يقينی نيست و اصلا از او چيزی نديده و نشنيده و يا اين كه ديده و شنيده ولی قابل توجيه است بايد آن را وسوسه شيطان ـ كه دشمن قسم خورده بشريت است ـ تلقی كند و اصلا به آن گمان، اعتنايی نكند چرا كه اگر به چنين گمانی اعتنا كند در حقيقت به اين آيه شريفه عمل نكرده است كه می فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ»؛ ای كسانی كه ايمان آورده ايد اگر شخص فاسقی برای شما خبری آورد در باره آن تحقيق كنيد، مبادا نادانسته به گروهی از مردم آسيب برسانيد و از كرده خود پشيمان شويد.

بنابراين برای اهل ايمان جايز نيست كه شيطان لعين را در خبری كه به دل افكنده، چنانچه قابل توجيه و حمل بر صحت باشد، تصديق كنند، اگر چه بعضی قرائن فساد همراه آن باشد. مثلا اگر عالمی را در خانه امير ظالمی ببينی گمان مبر كه به طمع مال حرام آنجا رفته، زيرا محتمل است كه رفتنش برای دادرسی و كمك مظلومی باشد و دقيقا به همين جهت نيز بايد در گفتار افراد غير متعهدی كه درباره ديگران سخن می گويند تحقيق كرد، چه بسا او نسبت به آن شخص سوءظن دارد و آن را برای ما بازگو می كند و يا اين كه روی اغراض شخصی و خصومت های فردی می خواهد شخصيت او را ترور كند (كه اين ترور از ترور شخص بدتر است) و بدين وسيله از عظمت و ابّهت او در ميان اجتماع بكاهد.

تهیه شده توسط تیم سوءظن دات آی آر

Copyright © 2012 - 2018 | تمامی حقوق این وب سایت برای sooezan.ir محفوظ است
طراحی و اجرا:sooezan.ir